تبلیغات
14نورغریب

14نورغریب
قالب وبلاگ


اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَاِلاّمَنْ اَتَى اللَّهَ

خدایا از تو امان خواهم در آن روزى که سود ندهد کسى را نه مال و نه فرزندان مگر آن کس که


بِقَلْبٍ سَلیمٍ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا

دلى پاک به نزد خدا آورد و از تو امان خواهم در آن روزى که بگزد شخص ستمکار هر دو دست خود را و گوید اى


لَیْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یُعْرَفُ

کاش گرفته بودم با پیامبر راهى و از تو امان خواهم در روزى که شناخته شوند


الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ

جنایتکاران به سیما و رخساره شان و بگیرندشان به پیشانیها و قدمها و از تو امان خواهم


یَوْمَ لا یَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَیْئاً اِنَّ

در آن روزى که کیفر نبیند پدرى بجاى فرزندش و نه فرزندى کیفر شود بجاى پدرش براستى


وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظّالِمینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ

وعده خدا حق است و از تو امان خواهم در آن روزى که سود ندهد ستمکاران را عذرخواهیشان و بر ایشان است


اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوَّءُ الدّارِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ

لعنت و ایشان را است بدى آن سراى و از تو امان خواهم در روزى که مالک نیست کسى براى کسى دیگر


شَیْئاً وَالاَْمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخیهِ وَاُمِّهِ

چیزى را و کار در آن روز بدست خدا است و از تو خواهم امان در آن روزى که بگریزد انسان از برادر و مادر


وَاَبیهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنیهِ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَاءْنٌ یُغْنیهِ

و پدر و همسر و فرزندانش براى هرکس از ایشان در آن روز کارى است که (فقط) بدان پردازد



وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدى مِنْ عَذابِ یَوْمَئِذٍ بِبَنیهِ

و از تو خواهم امان در آن روزى که شخص جنایتکار دوست دارد که فدا دهد از عذاب آن روز پسرانش


وَصاحِبَتِهِ وَاَخیهِ وَفَصیلَتِهِ الَّتى تُؤْویهِ وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَمیعاً ثُمَّ

و همسرش و برادرش و خویشاوندانش که او را در پناه گیرند و هر که در زمین هست یکسره که بلکه


یُنْجیهِ کَلاّ اِنَّها لَظى نَزّاعَةً لِلشَّوى مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى

او را نجات دهد، هرگز که جهنم آتشى است سوزان که پوست از سر بکند مولاى من ... تویى سرور



وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ

و منم بنده و آیا رحم کند بر بنده جز سرور او مولاى من اى مولاى من تویى


الْمالِکُ وَاَ نَا الْمَمْلُوکُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَمْلُوکَ اِلا الْمالِکُ مَوْلاىَ یا

مالک و منم مملوک و آیا رحم کند بر مملوک جز مالک مولاى من اى


مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَزیزُ وَاَ نَا الذَّلیلُ وَهَلْ یَرْحَمُ الذَّلیلَ اِلا الْعَزیزُ

مولایم تویى عزتمند و منم خوار و ذلیل و آیا رحم کند بر شخص خوار جز عزیز


مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ

مولاى من اى مولاى من تویى آفریدگار و منم آفریده و آیا رحم کند بر آفریده


اِلا الْخالِقُ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَظیمُ وَاَ نَا الْحَقیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ

جز آفریدگار مولاى من اى مولاى من تویى بزرگ و منم ناچیز و آیا رحم کند بر


الْحَقیرَ اِلا الْعَظیمُ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَ نَا الضَّعیفُ وَهَلْ

ناچیز جز بزرگ مولاى من اى مولاى من تویى نیرومند و منم ناتوان و آیا


یَرْحَمُ الضَّعیفَ اِلا الْقَوِىُّ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَ نَا الْفَقیرُ

رحم کند بر ناتوان جز نیرومند مولاى من اى مولاى من تویى بى نیاز و منم نیازمند


وَهَلْ یَرْحَمُ الْفَقیرَ اِلا الْغَنِىُّ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا

و آیا رحم کند بر نیازمند جز بى نیاز مولاى من اى مولاى من تویى عطابخش و منم


السّاَّئِلُ وَهَلْ یَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ

سائل و آیا رحم کند بر سائل جز عطاکننده مولاى من اى مولاى من تویى


الْحَىُّ وَاَ نَا الْمَیِّتُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَیِّتَ اِلا الْحَىُّ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ

زنده و منم مرده و آیا رحم کند مرده را جز زنده مولاى من اى مولاى من


اَنْتَ الْباقى وَاَ نَا الْفانى وَ هَلْ یَرْحَمُ الْفانىَ اِلا الْباقى مَوْلاىَ یا

تویى باقى و منم فانى و آیا رحم کند بر فانى جز خداى باقى مولاى من اى


مَوْلاىَ اَنْتَ الدّاَّئِمُ وَاَ نَا الزّاَّئِلُ وَهَلْ یَرْحَمُ الزّآئِلَ اِلا الدَّّائِمُ مَوْلا ىَ

مولاى من تویى همیشگى و منم زوال پذیر و آیا رحم کند بر زوال پذیر جز خداى همیشگى مولاى من


یا مَوْلاىَ اَنْتَ الرّازِقُ وَاَ نَا الْمَرْزُوقُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلا

اى مولاى من تویى روزى ده و منم روزى خور و آیا رحم کند روزى خور را جز


الرّازِقُ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَالْجَوادُ وَاَ نَاالْبَخیلُ وَهَلْ یَرْحَمُ

روزى ده مولاى من اى مولاى من تویى سخاوتمند و منم بخیل و آیا رحم کند


الْبَخیلَ اِلا الْجَوادُ مَوْلاىَ یامَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعافى وَاَ نَا الْمُبْتَلى وَهَلْ

بر بخیل جز سخاوتمند مولاى من اى مولاى من تویى عافیت بخش و منم گرفتار و آیا


یَرْحَمُ الْمُبْتَلى اِلا الْمُعافى مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْکَبیرُ وَاَ نَا

رحم کند بر شخص گرفتار جز عافیت بخش مولاى من اى مولاى من تویى بزرگ و منم


الصَّغیرُ وَهَلْ یَرْحَمُ الصَّغیرَ اِلا الْکَبیرُ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ

کوچک و آیا رحم کند بر کوچک جز بزرگ مولاى من اى مولاى من تویى


الْهادى وَاَ نَا الضّاَّلُّ وَهَلْ یَرْحَمُ الضّاَّلَّ اِلا الْهادى مَوْلاىَ یامَوْلاىَ

راهنما و منم گمراه و آیا رحم کند بر گمراه جز راهنما مولاى من اى مولاى من


اَنْتَ الرَّحْمنُ وَاَ نَا الْمَرْحُومُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَرْحُومَ اِلا الرَّحْمنُ

تویى بخشاینده و منم بخشش پذیر و آیا رحم کند بخشش پذیر را جز بخشاینده


مَوْلاىَ یامَوْلاىَ اَنْتَ السُّلْطانُ وَاَ نَا الْمُمْتَحَنُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ

مولاى من اى مولاى من تویى سلطان و منم گرفتار آزمایش و آیا رحم کند به بنده گرفتار آزمایش


اِلا السُّلْطانُ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الدَّلیلُ وَاَ نَا الْمُتَحَیِّرُ وَهَلْ یَرْحَمُ

جز سلطان مولاى من اى مولاى من تویى دلیل و راهنما و منم متحیر و سرگردان و آیا رحم کند


الْمُتَحَیِّرَ اِلا الدَّلیلُ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَفُورُ وَاَ نَا الْمُذْنِبُ وَهَلْ

سرگردان را جز راهنما مولاى من اى مولاى من تویى آمرزنده و منم گنهکار و آیا


یَرْحَمُ الْمُذْنِبَ اِلا الْغَفُورُ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغالِبُ وَاَ نَا

رحم کند گنهکار را جز آمرزنده مولاى من اى مولاى من تویى غالب و منم


الْمَغْلُوبُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ اِلا الْغالِبُ مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اَنْتَ

مغلوب و آیا رحم کند بر مغلوب جز غالب مولاى من اى مولاى من تویى


الرَّبُّ وَاَ نَا الْمَرْبُوبُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ اِلا الرَّبُّ مَوْلاىَ یا

پروردگار و منم پروریده و آیا رحم کند پروریده را جز پروردگار مولاى من


مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُتَکَبِّرُ وَاَ نَا الْخاشِعُ وَهَلْ یَرْحَمُ الْخاشِعَ اِلا الْمُتَکَبِّرُ

اى مولاى من تویى خداى با کبریا و بزرگمنش و منم بنده فروتن و آیا رحم کند بر فروتن جز خداى بزرگمنش


مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ اِرْحَمْنى بِرَحْمَتِکَ وَارْضَ عَنّى بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ

مولاى من اى مولاى من به من رحم کن به رحمت خود و خوشنود شو از من به جود و کرم


وَفَضْلِکَ یا ذَاالْجُودِ وَالاِْحْسانِ وَالطَّوْلِ وَالاِْمْتِنانِ بِرَحْمَتِکَ یا

و فضل خود اى صاحب جود و احسان و نعمت و امتنان به رحمتت اى


اَرْحَمَ الرّاحِمینَ 

مهربانترین مهربانان







برچسب ها: مناجات حضرت علی(ع)،
[ شنبه 26 شهریور 1390 ] [ 02:17 ب.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]
توسل به حضرت على علیه السلام جهت برآمدن حاجت
روز چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه روزه گرفته بعد از افطار دو ركعت نماز بخواند و از حال نماز خارج نشود و بلافاصله این رباعى را 110 مرتبه رو به قبله بخواند:

یا امیرالمومنین یا ذالنعم یا امام المتقین یاذالكرماننا جئناك فى حاجاتنا لاتخیبنا و قل فیها نعم


توسل به حضرت امیرالمومنین علیه السلام

هر كس در ثلث آخر شب دو ركعت نماز بخواندبا حضور قلب و بعد از آن سر به سجده گذارده چهل مرتبه این جمله را بگوید و حاجت خودرا از خدا بخواهد:

اللهم انى اسئلك بروح على ابن ابیطالب الذى ما اشرك باللّه طرفة عین ان تقضى حاجتى

از امیرالمومنین على علیه السلام نقل شده كه به جهت هر حاجتى بعد از نماز صبح با حضور قلب دوازده نوبت این دعا را بخواند.

بسم اللّه الرحمن الرحیم توكلت على الحى الذى لایموت و الحمدللّه الذى لم یتخذ صاحبه و لا ولدا ولم یكن له شریك فى الملك و لم یكن له ولى من الذل و كبره تكبیرا.

*** داستان عجیب امانت مرد هندی و توسل به حضرت علی(ع)
عالم زاهد سید هاشم بحرانی می گوید در نجف اشرف شخص عطاری بود كه همه روزه پس از نماز ظهر در دكانش مردم را موعظه می نمود. یك نفر از شاهزادگان هند كه مقیم نجف اشرف شده بود برایش مسافرتی پیش آمد. پس جعبه ای كه در آن گوهرهای نفیسه و جواهرات پر بها بود نزد آن عطار امانت گذاشت و رفت و پس از مراجعت آن امانت را مطالبه كرد عطار منكر گردید. هندی پناهنده به قبر مطهر حضرت امیرالمؤمنین(ع) شد و گفت یا علی(ع) من برای اقامت نزد قبر شما ترك وطن و آسایش نموده و الان هم شاهدی برای گرفتن امانتم ندارم.
شب در خواب آن حضرت به او فرمود هنگامی كه دروازه شهر باز می شود بیرون شو و اول كسی را كه دیدی امانت را از او مطالبه كن او به تو می رساند. اول كسی را كه دید پیری عابد و زاهد بود كه پشته هیزمی بر دوش داشت پس حیا كرد از او چیزی بخواهد. به حرم مطهر برگشت شب دیگر در خواب مانند شب گذشته به او گفتند و فردا همان شخص را دید و چیزی نگفت و شب سوم و روز سوم هم همان!  این بار حالات خود را برایش گفت. آن بزرگوار ساعتی فكر کرد و گفت فردا بعد از ظهر در دكان عطار بیا. فردا هنگام اجتماع خلق در دكان عطار آن مرد عابد گفت امروز موعظه كردن را به من واگذار و او هم قبول كرد. مرد عابد گفت ای مردم من از حق الناس سخت در هراسم ولی با این وصف پیشامد ناگواری برایم واقع شد كه می خواهم امروز شما را به آن با خبر و از سختی عذاب الهی بترسانم.
من محتاج به قرض گرفتن شدم و از یك نفر یهودی ده قِران گرفتم و شرط كردم كه به مدت بیست روز به او پس می دهم یعنی روزی نیم قران. تا ده روز نصف طلب را به او رساندم و بعد او را ندیدم احوالش را پرسیدم گفتند به بغداد رفته پس از چندی شبی در خوب دیدم گویا قیامت بر پا شده است. من به فضل الهی از آن موقف خلاص شده و رو به بهشت حركت كردم ولی وقتی به صراط رسیدم صدای نعره جهنم را شنیدم پس آن مرد طلبكار یهودی را دیدم كه مانند شعله آتشی در جهنم بیروم آمد و راه را بر می بست و گفت پنج قران طلبم را بده و برو. گفتم من خیلی گشتم و تو را ندیدم كه طلبت را بدهم. گفت پس بگذار تا یك انگشت خودم را بر بدنت گذارم و من هم پذیرفتم. وقتی انگشتش را بر سینه ام گذاشت از سوزش آن جزع كرده بیدار شدم دیدم جای انگشتش بر سینه ام زخم است و تا به حال هم مجروح است و هر چه مداوا كردم فایده نبخشید. پس سینه خود را گشود و نشان مردم داد و چون مردم دیدند صداها به گریه و ناله بلند شد و عطار هم سخت از عذاب الهی در هراس شد. آن شخص هندی را به خانه خود برد و امانت را به او داد و معذرت خواست. (به نقل از میرزا حسین نوری(ره)، دارالسلام، جلد ۱ صفحه ۲۴۷)





[ دوشنبه 31 خرداد 1395 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]


امام علی - ع - برای کارگزاران اش نوشت: قلم های خود را نازک کنید و سطرها را نزدیک به هم گیرید و زیادتی کلمات را حذف کنید و مقاصد و منظورها را در نظر بگیرید! بر حذر می دارم شما را از پر نویسی، زیرا اموال مسلمانان نمی تواند این گونه خسارت ها را تحمل کند.

حضرت امیر فرمودند: «دَخَلْتُ بِلَادَکُمْ بِأَشْمَالِی هَذِهِ وَ رِحْلَتِی وَ رَاحِلَتِی ها هِیَ فَإِنْ أَنَا خَرَجْتُ مِنْ بِلَادِکُمْ بِغَیْرِ مَا دَخَلْتُ فَإِنَّنِی مِنَ الْخَائِنِینَ ؛ با این لباسی که بر دوش دارم و این مرکبی که بر آن سوار هستم ، داخل شهر شما شدم و فرمانده شما شدم. پس اگر من از شهرتان خارج شدم و به غیر از چیزهایی که با آن وارد شدم ، چیز دیگری داشتم، همانا من از خیانت کاران هستم

- آثار خیانت به بیت المال از دیدگاه امام علی علیه السلام :

 ۱) رسوایی در دنیا

کسی که امانت (بیت المال) الهی را خوار شمارد و دست به خیانت آلوده کند و خود و دین خویش را پاک نسازد ، درهای خواری را در دنیا به روی خود گشوده و در قیامت خوارتر و رسواتر خواهد بود .

۲) ذلت در پیشگاه الهی و پستی در آخرت

۳)علی علیه السلام در نامه چهل و یکم ـ که در مقام توبیخ و نکوهش شدید از خیانتکاران به بیت المال ، صادر شده ـ پس از بیزاری و نفرین بر خیانتکاران بیت المال ، ضمن دعوت آنان به خداترسی و برگرداندن اموال به غارت رفته، فرد خیانتکار را تهدید به کشتن با شمشیر می کند.


3ـ بی اعتمادی

 امام علی علیه السلام منذَر، پسر جارود عبدی، را که از قبیله عبدالقیس بود، به بخشداری منطقه ای از کشور اسلامی، منصوب کرد و لکن او، به بیت المال خیانت کرد و با بذل و بخششهای بی حساب و کتاب به دوستان و خویشان، بیت المال را غارت کرد. این خبر به امام علی علیه السلام می رسد. آن حضرت در نامه ای تند، ضمن توبیخ و عزل، او را احضار می کند. اگر آنچه به من گزارش رسیده، درست باشد، شتر خانه ات و بند کفش تو، از تو، باارزش تر است. و کسی که همانند تو باشد، نه لیاقت پاسداری از مرزهای کشور را دارد و نه می تواند کاری را به انجام رساند، یا ارزش او، بالا رود، یا شریک در امانت باشد و یا از خیانتی دور ماند. پس چون این نامه به دست تو رسد، نزد من بیا. ان شاء الله.

ادامه مطلب
ادامه مطلب

[ چهارشنبه 8 بهمن 1393 ] [ 01:02 ب.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]
تصاویری زیبا ویژه شهادت حضرت علی (ع)

دست هایت را که در دستش گرفت آرام شد...

تازه انگاری دلم راضی به این اسلام شد...

دست هایت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:

مومنین! (یک لحظه اینجا یک تبسم کرد و گفت:)

خوب می دانید در دستانم اینک دست کیست؟

نام او عشق است ، آری

می شناسیدش: علیست

من اگر بر جنگجویان عرب غالب شدم...

با مدد های علی بن ابی طالب شدم...

در حنین و خیبر وبدر و احد گفتم:علی

با خدا گفتم :علی...

شب در حرا گفتم: علی...

تا پیام آمد بخوان"یا مصطفی " گفتم:علی

هرچه می گویم علی، انگار الهی ترم..

مرغ "او ادنی" اییم وقتی که  با او میپرم...

مستجار کعبه را دیدم، اگر محرم شدم

با"یداالله" آمدم تا فوق ایدیهم شدم...

تا که ساقی اوست سرمستند "اصحاب الیمین"

وجه باقی اوست "انی لا احب الافلین "

دست او در دست من، یا دست من در دست اوست..

ساقی پیغمبران شد یا دل من مست اوست...

یکصد و بیست و چهار آیینه  با هر یک هزار.

ساغر آوردند و او پر کرد با چشمی خمار...

آخرین پیغمبر دلداده ام در کیش او

فکر میکردم که من عاشق ترینم پیش او..

دختری دارم دلش دریای آرامش ، ولی

شد سراپا شور و توفان تاشنید اسم علی

کوثری که ناز او را قلب جنت می کشید

ناگهان پروانه شد دور سر حیدر پرید

روزگارش شد علی، دارو ندارش شد علی

از ازل در پرده بود آیینه دارش شد علی

رحمت اللعالمینم گرد من دیو و پری 

می پرند و من ندارم  چاره جز پیغمبری..

بعد از این سنگ محک دیگر ترازوی علیست

ریسمان رستگاری تار گیسوی علیست

من نبیم در کنارم یک "نبا" دارم "عظیم"

طالبان "اهدنا" این هم "صراط المستقیم"

چهره اش مرآت " یاسین " شانه هایش "محکمات "

خلوتش " والطور" شور مرکبش " والعادیات "

هر خط قرآن من ، توصیفی از سیمای اوست

هرکه من مولای اویم ،این علی مولای اوست



[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 03:14 ب.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]
تصاویری زیبا ویژه شهادت حضرت علی (ع)

فقط علیست در عالم که در مقام علیست...

که هر چه هست در عالم به زیر بام علیست...

به پادشاهی عالم رسیده آنکس که...

کنیز حضرت زهرا و یا غلام علیست...

علی همیشه علی بود و هست و خواهد بود...

ویازده گل بی مثل از دوام علیست....




[ دوشنبه 31 شهریور 1393 ] [ 03:05 ب.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]


علی ازپا افتاد

خبرزخم سرش ورد زبان ها افتاد

آسمان ها لرزید

ناگهان ولوله در عرش معلی افتاد

روضه ای برپا شد

ناله ی فاطمه بر صحن مصلی افتاد

تا زمین خورد علی

کنج محراب دگر حضرت زهرا افتاد

یادی از خانم کرد

بی رمق بر روی سجاده سرش تا افتاد

به در خانه رسید

پیش چشمان تر زینب کبری افتاد

باز هم زخم زبان

بار دیگر شرری بر دل آقا افتاد

همگی دلگیرند

محنی بر دل مرغابی دریا افتاد

بستری پهن که شد

یاد باغ گل انسیه الحورا افتاد

نه فقط در کوفه

کربلا هم علی دیگری از پا افتاد

باز هم ضرب عمود

اربا اربا پسری در دل صحرا افتاد

باز هم فرق دو نیم

از روی زین به زمین اکبر لیلا افتاد

ساعتی بعد از آن

چشم شوری به سر حضرت سقا افتاد

ابن ملجم آمد

حیدری در وسط حلقه ی اعدا افتاد

آمد آنجا زهرا...

تابه زانو بگذارد سرش اما افتاد

عاشقی دردسر است

هرکه هم نام علی شد به خطرها افتاد...




[ یکشنبه 29 تیر 1393 ] [ 01:41 ب.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]

صورت خیس خودش را طرف چاه گرفت

آسمان تیره شد از بسکه دل ماه گرفت

 


بر سر سفره کمی درد دل خود را گفت

یک نفس گفت ؛ ولی آینه را آه گرفت

 

 راه افتاد میسحا که نفس تازه کند

زیر سنگینی گامش نفس راه گرفت


 

خانه آوار شد و روی قدم هاش افتاد


اشک هی آمد و تا پای قدمگاه گرفت


 

سمت در رفت ولی در به تقلّا افتاد


و از این حادثه یک فرصت کوتاه گرفت


 

درب بسته شد و قلاب به پهلوش گرفت


روضه ای شد که دل حضرت درگاه گرفت


 

باز هم روضه دیوار و در و یک مادر...


باز با دختر خود ذکر "وا اُمّاه " گرفت


 

لحظه ای بر در این خانه به زانو افتاد


"اشکِ بر فاطمه" را توشه  این راه گرفت


 

وقت رفتن شده بود و سحرش آمده بود


پا شد و جلوه ی "یا فالق الاصباح" گرفت


 

 رفت معشوق خودش را بکشد در آغوش

رفت و وقتی که تنش حالت دلخواه گرفت


 

 بوسه ای زد به سرش تیغ و تنش آتش شد

آتشی که به دل سنگ و پر کاه گرفت


 

 مثل زهرا به زمین خورد و به سجده افتاد

آنچنان که دل محراب  و دل ماه گرفت


 

آه یک دست بر آن فرق شکسته که گذاشت


خم شد و  دست به پهلوش به ناگاه گرفت

 

 پا شد و رو به مدینه شد و با فاطمه گفت

عاقبت حاجت خود را اسدالله گرفت


 شاعر: رحمان نوازنی




برچسب ها: شعردرباره ی حضرت علی(ع)،
[ جمعه 27 تیر 1393 ] [ 12:57 ب.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]

ادا کردنـد هنگـام عبــادت حـق مـولا را
 
ز خـونش آبـرو دادنـد بیـت حـق‌تعالی را
 
از آن فزت برب الکعبه گفت و چشم خود را بست
 
که بعد از فاطمه زندان خود می‌دید دنیا را
 
میـان دوستـان هـم انفـرادی بود زندانش
 
چو شمع انجمن کشتنـد آن تنهای تنها را
 
ز جبریل امین برخواست این فریاد بر گردون
 
الا یا اهـل عالـم تسلیت، کشتند مـولا را
 
علی بی‌هوش در محراب خون افتاده بود اما
 
به زخم خویش حس می‌کرد اشک چشم زهرا را
 
دوباره از درون زخم او فـواره مـی‌زد خون
 
ز رویش هرچه یاران پاک می‌کردند خون‌ها را
 
الهی تا قیـامت خـون بگرید چشم زیبایی
 
که از خون لاله‌گون کردند آن رخسار زیبا را
 
حسن جان! فرق مولا را بپوشان پاسداری کن
 
کـه چشـم دختـر زهـرا نبینـد زخم بابا را
 
سلام سجـده تـا صبح جزا تقدیم مظلومی
 
که بخشید آبرو با خون خود شب‌های احیا را
 
گنه کردی مشو مأیوس از عفو خدا «میثم
 
علی با چهرۀ خونین شفاعت می‌کند ما را

غلامرضاسازگار





برچسب ها: شعردرباره ی حضرت علی(ع)،
[ پنجشنبه 26 تیر 1393 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]
تصویر صفحه اصلی
 
معرفت و شناخت كامل شخصیت والای امیرالمؤمنین علی (ع) و جایگاه او در جهان هستی در حد بشر نیست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا می فرماید :

یا علی لا یعرفك الاّّّ الله و انا
ای علی! تو را هیچكس نشناخت جز خدا و من

درابتدای خلقت، معمار آفرینش، زمین و خورشید و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرینش شما، آفرینش همه چیز، به طفیل محبت پنج نور مقدس است.
یا ملائكتی و سكان سماواتی اعلموا انی ما خلقت سماء مبنیه و لا ارضا محدیه و لا قمرا منیرا و لا شمسا مضیئه

و لا فلكا یدور و لا بحرا یجری و لا فلكا یسری الا فی محبه هؤلاء الخمسه.


 

آفرینش بر محبت اینان رقم خورد و عرصه هستی به حب ولایت آنان از عدم شكل گرفت. اگر علی (ع) نبود، آفرینش به تكوینش نمی ارزید . نوروجود علی (ع) ، مصباح پایگاه آفرینش شد وهستی اول با وجود او شكل گرفت. هدفنامه وجود را نیز به وجود او پیوند زدند.

لو لا كلما خلقت الا فلاك و لو لا علی لما خلقتك...


در زیارتنامه مولی در روز غدیر علی (ع) را ندا می دهیم :
السلامٌَُُُ علیكُُ ایها النبأ العظیم، الذی هم فیه مختلفون

سلام برتو ای خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستی. پس علی (ع) راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند. این بود كه اول مظلوم عالم هم ″علی″ نام گرفت.

روزی پیامبر اكرم (ص) در جمع صحابه بودند و جبرئیل، ملك مقرب الهی هم به شكل انسانی در آن جمع حاضر بود. پیامبر به جبرائیل رو كردند و با اشاره به امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: آیا او را می شناسی؟ عرض كرد: چگونه او را نشناسم كه او در عرش مرا معلم بود و شیوه عبودیت الهی را به من تعلیم فرمود. تو به آدم وقتی كه از بهشت قرب رانده شد و به زمین فراق هبوط كرد، با ذكر نام علی (ع) و اهل بیت او به درگاه الهی پذیرفته شد. نوح نام او را بر كشتی خویش حك كردو لنگرگاه كشتی اش را مسجد كوفه قرار داد. خداوند در شب معراج با حبیب خویش با صوت علی (ع) سخن گفت. قرآن كریم، علی (ع) را به منزله نقش پیامبر دانست.

فقل تعالوا ندع ابناء نا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم و انفسنا و انفسكم (آل عمران 61)

پیامبر فرمودند: من و علی از یك درختیم (انا و علی من ش جره واحده) و باز فرموده:   (انت منی بمنزله هارون من موسی) و نیز: (انا مدینه العلم و علی بابها) همانا من شهر علمم و علی در آن است. و خطاب به مولی فرمود: (انت اخی و وصیی و وارثی) تو برادر من و وصی و وارث منی. در فرازی از دعای ندبه  پیامبر خطاب به علی می فرماید (لو لا انت یا علی لم یعرف المؤمنون بعدی) ای علی اگر تو نبودی مردم پس از من مؤمنان را نمی شناختند.

در زیارت مطلقه می خوانیم ((السالم علی میزان الاعمال)) علی میزان و معیار اعمال است. امام صادق (ع) در زیارت جدش عرضه می دارد درود بر تقسیم كننده بهشت و جهنم، درود بر نعمت الهی بر نیكان :

((السلام علی قسیم الجنه و النار السلام علی نعمه الله علی الابرار))
محبت علی عامل رسیدن به كمال

در دوایر مختلف هستی،‌هر شعاعی به دور محوری می چرخد و هر پدیده ای حول قطب وجودی كه وابسته به اوست، دور می زند. امام معصوم محور هستی، قطب عالم وجود، تكیه گاه آفرینش، واسطه فیض الهی به جهان هستی و نگهدارنده كائنات باذن الله است. در این راستا، محبت و ولایت علی (ع) مربی همه موجودات، هدایتگر آنان به سوی كمال و سبب دوام و قوام تمامی پدیده ها از جمال تا انسان است. پیامبر خدا (ص) در این رابطه بیان زیبایی می فرماید:

 

  حبًٌ علیٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سیئهًٌ      (بحار ج 9 ص 401)

محبت علی (ع) حسنه ای است كه با وجود آن هیچ گناهی به انسان صدمه نمی رساند.

بر این معنا اگر محبت علی (ع) كه نمونه كامل انسانیت و طاعت و  عبودیت و اخلاق است از روی صدق و راستی باشد، مانع ارتكاب گناه می گردد. مانند واكسنی كه مصونیت ایجاد می كند و نمی گذارد بیماری در شخص ″واكسینه شده″ راه یابد. محبت پیشوایی مانند علی (ع) كه نمونه تقوا و پرهیزكاری است آدمی راشیفته رفتار علی (ع) می كند. فكر گناه را از سر او بدر می برد، البته به شرطی كه محبتش صادقانه باشد . كسی كه علی (ع) را بشناسد، تقوای او را بشناسد، سوزوگداز عارفانه او را، ناله های نیمه شبهایش را و ساده زیستی و كار و تلاش همه جانبه اش را بداند، محال است به خلاف فرمان او كه همیشه امر به تقوی و درستی می كرد عمل كند. یعنی هر محبی به خواسته محبوبش احترام می گذارد و فرمان او را گرامی می دارد. فرمانبرداری از محبوب لازمه محبت صادق است.

 

پس محب واقعی علی ، واله و حیران علی و عاشق و جانباز علی، رهرو راستین علی است.

 منبع:سایت حضرت علی
 
ادامه مطالب

ادامه مطلب

[ پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 ] [ 11:24 ب.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]



[ دوشنبه 4 فروردین 1393 ] [ 10:03 ق.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]
افسران - دموکراسی یعنی...



[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ 11:02 ب.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


پیامبر(ص):اگر عبادت کننده ای عبادت کند خدای عزوجل را به اندازه عمر نوح و برای او هم وزن کوه احد طلا باشد ودر راه خدا انفاق نماید و یک هزار سال پیاده به مکه برود و عمل حج انجام دهدوبعد در بین صفا و مروه در راه خدا مظلومانه شهید شود ولی ولایت علی بن ابی طالب (ع) را نداشته باشد بوی بهشت را نشود و داخل در آن نمیشود.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
دریافت کد صلوات شمار

ساخت فلش مدیا پلیر