تبلیغات
14نورغریب

14نورغریب
قالب وبلاگ

امامت علی(ع)در قرآن ، سنت و معراج

علی (ع) در قرآن

«افمن یهدی الی الحق احق ان یتبع امن لا یهدی الاان یهدی فما لكم كیف تحكمون
سوره یونس – 35)

"آیا آن كس كه به سوی حق هدایت می كند سزاوار تر است پیرو ی شود ، یا آنكه خود راه یافته نیست و راه را نمی یابد مگر آنكه راهنمایی و هدایت گردد ؟ پس شما را چه می شود ؟ ( كه حقیقتی به این روشنی را در نمی یابید ) ، چگونه داوری می كنید ؟ »

مسلما كسی كه راه یافته و هدایت شده است ، برای پیروی و اطاعت سزاوار تر و شایسته تر از كسی است كه بهره ای از كمال ندارد و خود نیازمند هدایت و راهنمایی است .اما راه یافتگان و هدایت شدگان را چگونه می توان شناخت ؟ كسی كه خود ناقص است و نیازمند هدایت ، چگونه می تواند انسان كاملی را كه راه یافته و رهبر است ، بشناسد و به دیگران معرفی نماید ؟ آیا شایسته نیست كه معرفی او از سوی فرد آگاه و خبیر دیگری كه به كمال او نیز واقفیم انجام گردد ؟ مسلما چنین است . بنابراین سزاوار است كه شخصیت برجسته و ممتاز امیر المؤمنین(ع) از سوی مقامی معرفی گردد كه خود برتر و كاملترین باشد و بر او احاطه كامل دارد و آن نیست مگر خداوند كه آفریدگار اوست ویا رسول الله (ص) كه پرونده اوست و بر تمام ویژگیها و كمالات وی آگاه است .بدین سان برای درك فضیلت و شناخت شخصیت مولا (ع) ابتدا به منبع وحی یعنی قرآن كه سراسر بیان خداست رجوع می كنیم . در قرآن فضیلتها و برتریهای آشكاری از آن حضرت را بیان داشته است . سپس به منبع دیگری كه با وحی مرطبت است ، یعنی رسول خدا (ص) مراجعه می نماییم . رسول خدا (ص) هم به مناسبت نزول آیاتی از آیات قرآن یا به هنگام بروز حادثه ای مهم ، از ویژگیهای آن شخصیت ممتاز یا كرده و منقبتی از او مطرح نموده است و بیان آنها را نیز عبادت شمرده است . آنجا كه می فرماید :

ذكر علی عبادة  یاد علی عبادت و بندگی خداست .

آیه ولایه

انما ولیكم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزكوة و هم راكعون . و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون.

سرپرست و ولی شما فقط خدا و رسول او و مؤمنانی هستند كه ، نماز برپا می دارند و در حال ركوع ، زكات می پردازند. و هر كس سرپرستی و ولایت خدا و رسول او و این مؤمنان را بپذیرد – البته از حزب خداست – و حزب خدا پیروز است .

سوره ماعده – 55و56)

عبدالله بن سلام از دانشمندان یهودی بود كه با تنی چند از دیگر یهودیان ، مسلمان شده بود . یك روز او و یارانش نزدیك نماز ظهر به حضور پیامبر رسیدند و با آن حضرت به گفتگو نشستند آنها به پیامبر گفتند :فاصله خانه های ما از مدینه دور است ، و ما در میان یهودیان بی سرپرست و بی پناهیم . آنها از این كه ما مسلمان شده ایم و شما را تصدیق كرده ایم ناراحت هستند و با ما دشمنی می ورزند و سوگند یاد كرده اند كه با ما قطع رابطه كنند . اكنون به وجود شما پشت گرمیم و به زیارت شما دلخوشیم اما نمی دانیم پس از شما چه كنیم ؟ حضرت موسی (ع) در زمان حیاتش یوشع بن نون را به عنوان جانشین خویش معرفی كرد تا مردم بدانند پس از او به چه كسی مراجعه كنند و به وجود چه فردی دلگرم باشند . اكنون شما چه كسی را به عنوان جانشین پس از خود معرفی می فرمایید ؟ در این هنگام امین وحی بر پیامبر فرود آمد و عرض كرد

"سرپرست و ولی شما فقط خدا و رسول او و مؤمنانی هستند كه ، نماز برپا می دارند و در حال ركوع ، صدقه می دهند"

این پاسخ برای عبدالله و همراهان او واضح و روشن نبود . چه كسانی برپا دارنده نمازند ؟ چه كسانی در حال ركوع زكات هم می پردازند . تا ولی و سرپرست ما پس از پیامبر باشند؟ اینجاست كه پیامبر باید مصداق روشنی را از این كلام بیان فرماید . از طرفی وقت ادای فریضه ظهر فرارسیده بود پیامبر از جا بر خواست و همراه با عبدالله و یارانش به سمت مسجد آمدند .از آن سو در مسجد هم حادثه مهمی رخ داده بود . حضرت علی (ع) پیش از شروع نماز ظهر ، مشغول خواندن نماز نافله بود ، كه فقیری به مسجد آمد و از كسانی كه در مسجد بودند تقاضای كمك كرد . هیچ كس حاجت او را براورده نساخت . ناگهان متوجه شد فردی در حال ركوع نماز با دست اشاره می كند. شتابان به سوی او رفت و تقاضای خود را تكرار كرد . علی (ع) در همان حال ركوع ، انگشتری خود را كه هزار دینار ارزش داشت ، از انگشت خویش بیرون آورد و به آن مرد فقیر بخشید . آن انگشتر را پیش تر نجاشی پادشاه حبشه به پیامبر هدیه داده بود و پیامبر هم آن را به علی (ع) بخشیده بود . وقتی پیامبر و همراهانش به مسجد رسیدند مرد فقیر را دیدند كه با خوشحال بسیار در حال خروج از مسجداست .پیامبر از او پرسید : آیا كسی چیزی به تو بخشیده است ؟مرد فقیر عرض كرد : آری یا رسول الله (ص) آن مرد كه در حال نماز است این انگشتر را به من بخشید .آنگاه پیامبر آیه ای را كه لحظاتی پیش بر او نازل شده بود و از این خبر می داد ، بر عبدالله بن سلام و همه مسلمانانی كه در مسجد حاضر بودند تلاوت نمودند .و سپس افزود : « علی بن ابیطالب ولیكم بعدی »  یعنی پس از من علی بن ابیطالب ولی شماست .پس از آن عبدالله و همراهانش كه مطلوب خود را یافته بودند به ولایت امیر مؤمنان علی (ع) شهادت دادند . آنگاه امین وحی بار دیگر بر پیامبر نازل گشت و بشارتی برای مؤمنان به ارمقان آورد كه :و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون . "

دانشمندان پیرو مكتب خلفا ضمن اشاره به ماجرای عبدالله بن سلام در كتب معتبر خود ، نقل دیگری از ابوذر صحابی رسول خدا نیز اورده اند. او نیز پس از بیان داستان انگشتری می گوید : پیامبر دست به دعا برداشت و عرض كرد : خداوندا برادرم موسی (ع) از تو اینچنین درخواست نمود كه : پرودگارا ، سینه ام بگشا و كارم را آسان گردان و گره از زبانم باز كن تا سخنم را دریابند و برای من وزیری از خاندانم تعیین فرما ، هارون برادرم را برای این كار قرار ده ، تا پشتم به او گرم و استوار باشد ، و در كارم وی را شریك گردان آنگاه به او وحی كردی كه ما بازوانت را به برادرت نیرومند میسازیم و برایتان قدرتی قرار می دهیم تا با شما برابری نكنند . پروردگارا اینك من محمد پیامبر تو و حبیب تو هستم . تو نیز سینه ام را بگشای و كارم را آسان گردان و « علی » از خاندان مرا وزیر من قرار ده تا پشتم به او استوار گردد ."ابوذر می گوید : از پسش این دعا بود كه جبرئیل از سوی خداوند نازل شد و گفت :ای محمد بخوان « انما ولیكم الله و رسوله والذین امنوا … "از كلمه « انما » به معنی فقط در ابتدای آیه چنین برداشت می شود كه ولایت و سرپرستی منحصر است به خدا و رسول و مؤمنانی كه در حال ركوع نماز ، صدقه بپردازند ، و البته هیچ كس هم جز علی ابن ابیطالب این ویژگی را پیدانكرد . هر چند در آیه این مفهوم با لفظ جمع آمده است { الذین امنوا ..} اما تنها یك نفر شایسته چنین نشان و مقامی گردید .همچنین كلمه « ولی » در آیه به معنی سرپرست است و نه یاور ، زیر ا در غیر این صورت با كلمه انما  و حصر در آیه سازگاری نخواهد داشت 

چه كه دوستان و یاوران اهل ایمان منحصر به همین سه گروه خواهند شد و این در حالی است كه اهل ایمان ، دوستان و یاوران دیگری نیز دارند . مانند : ملائكه و یا مؤمنانی كه دارای این نشانه هم نیستند و یا حتی افرادی غیر مسلمان همچون نجاشی كه وی نیز مسیحی بود و مسلمانان را پناه داد . خداوند در سوره ممتحنه آیه 8 ، دوستی مسلمانان را با كافران بی آزار نهی نكرده است .از سوی دیگر حتی اگر فرض كنیم آیه ولایت در میان آیاتی است كه مربوط به هم هستند ، این فرض نیز ثابت می كند كه مراد از ولایت در این آیات هم با معنی سرپرست و اولی به تصرف بودن سازگاری بیشتری دارد چرا كه در ایه 51 می فرماید

هر كس از شما كه یهود و نصاری را ولی خود قرار دهد از آنها خواهد بود … "

این بیان نشان می دهد كه صرف دوستی نسبت به یهود و نصارا مورد نظر نیست بلكه مطلب بالاتر از آن است . یعنی رابطه به گونه ای است كه فرد را به جمع كافران ملحق می كند و از آنان محصوب می شود . مسلما چیزی كه باعث می شود فرد جزء گروه یهود و نصاری گردد ، آن است كه وی سرپرستی آنها را بپذیرد و آنان را در تصرف امور خویش نسبت به دیگران اولی و برتر بداند .از همین روی شایسته است كلمه « ولی » را حتی در آیات قبل و بهد از آیه ولایت ( آیات 51 و 57 سوره مائده) به معنای سرپرست در نظر گرفت .نكته دیگر اینكه ، برخی گمان كردند ، كلمه « راكعون » در آیه به معنای « خاشعون » است . و آیه را این گونه ترجمه می كنند كه : ولی شما مؤمنانی هستند كه با خضوع و خشوع ، نماز بر پا می دارند و ذكات می پردازند . در حقیقت با این معنا ، دو ویژگی مؤمنان ( اقامه نماز و پرداخت زكات با حال خضوع ) دیگر اختصاص به فرد خاصی نخواهد داشت یعنی  « ولی » از انحصار خارج می كردد . و هر مؤمنی كه دارا ی این اوصاف باشد « ولی »‌ شما خوانده می شود . در پاسخ چنین افرادی باید گغت :به اعتبار اغلب كتابهای لغت كه مورد اعتماد مكتب خلفا نیز است ، معنی حقیقی و لغوی ركوع ،‌ همان خم شدن است . بنابر این تا زمانی كه غرینه لفظی و یا معنوی در آیه نباشد ، نباید ركوع را به معنای مجازی آن یعنی خضوع و خشوع ترجمه كرد .

آیه اولوالامر

"یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعواالرسول و اولی الامر منكم فان تنازعتم فی شیء فردّوه الی الله و الرسول  ان كنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر ذلك خیرواحسن تاویلا "ای كسانی كه ایمان آوردید ، از خدا اطاعت كنید و نیز از رسول و صاحبان امر (دین) خود اطاعت ورزید . پس اگر در چیزی نزاع كردید ، ( داوری ) آن را به خدا و رسول وانهید ، ( البته ) اگر به خدا و جهان آخرت ایمان دارید . این ( كار برای شما ) بهتر است و سرانجام نیكوتری دارد . »  ( نساء – 59 )"

جابربن عبدالله انصاری صحابی بزرگ پیامبر می گوید : وقتی این آیه بر پیامبر نازل شد ، پرسیدم : ای رسول خدا ، ما خدا را شناختیم و فهمیدیم و رسولش كیست تا اطاعتشان كنیم ، اما اولوالامری كه خداوند اطاعت آنها را با اطاعت شما قرین كرده است ، چه كسانی هستند ؟جابر به درستی فهمیده بود كه پرسش خود را از چه كسی باید بپرسد . همو كه با كلام خدا و آهنگ وحی آشنای كامل دارد و سخنی هم از سر هوی و هوس نمی گوید . « اولوالامر » برای او كلمه ای غریب و ناآشنا بود . چرا كه مصادیق بارز و مشخصی برای آن نمی شناخت و مهمتر از آن اینكه اطاعت آنها ، همردیف و همدوش اطاعت از رسول خدا شمرده شده بود و هیچ گونه قید و شرطی برای آن ذكر نكرده بود .پس بهترین كار را جابر انجام داد كه از شخص پیامبر پرسید و از پیش خود رای و نظری نداد . نگفت باید به سلیقه خود در آیه تدبر كنم و تفسیری دلخواه از آن بیابم و مراد خدا را كشف نمایم . هر چند خداوند در جایی دیگر به تدبر در آیات خود امر كرده است ، اما روشن است كه این تدبر باید به راهنمایی و دلالت راهیافتگان و هدایتگران الهی و در پرتو كلام آنها ، صورت پذیرد تا از هر گونه خطا و انحرافی مصون باشد .رسول خدا (ص) در مقام پاسخ به جابر فرمود" :ای جابر ، آنان جانشینان من و پیش وایان مسلمانان پس از من هستند   كه نخستین آنها « علی بن ابیطالب » است سپس « حسن » و پس از او « حسین » صاحبان امرند . پس از آنان « علی بن حسین » و سپس « محمدبن علی » است كه در تورات او را باقر نامیده اند ، و تو به دیدار او نایل خواهی شد . آنگاه كه او را ملاقات كردی سلام مرا به او برسان . پس از او « جعفربن محمد » ملقب به صادق و سپس « موسی بن جعفر » و « علی بن موسی » هستند . آنگاه نوبت به « محمدبن علی » و پس از او به « علی بن محمد » و « حسن بن علی » خواهد رسید . سپس به هم نام و هم كنیه من و حجت خدا در زمین و بقیه او در میان بندگانش ، فرزند حسن بن علی ، صاحب امر خواهد شد . او همان كسی است كه خداوند متعال به وسیله او دین خود را در جهان فراگیر می كند . او غیبتی طولانی خواهد داشت و پیروان او در آن زمان با این امر امتحان می شوند ، اما آنها بر اعتقاد و ایمانشان نسبت به امامت او پابرجا و استوارند . "بنابر این  فرمان خداوند مبنی بر اطاعت از اولوالامر حاكی از عصمت آنهاست . در غیر این صورت ، اطاعت از آنها سبب گمراهی پیروان می گردد و امر هدایت مختل می شود . كه البته خداوند هیچ گاه مردم را به اطاعت از فردی خطاكار و غیر معصوم كه در حقیقت پیروی از شیطان است ، فرمان نمی دهد .فخر راضی مفسر بزرگ اهل سنت در تفسیر خود به همین مطلب نیز اشاره نموده است . در برخی دیگر از منابع معتبر پیروان مكتب خلفا از رسول خدا (ص) نقل شده است كه مراد از اولوالامر در این آیه تنها امیر مؤمنان (ع) و امامان از فرزندان او می باشند .بیان تعابیر كلی از طرف خدا ( اولولامر، اذن واعیه ، خیرالبریه ، الذین آمنوا الذین … ) و سپس تعیین مصداق آن توسط پیامبر (ص) ، این مهم را می فهماند كه برای درك معانی و تعیین مصادیق آیات قرآن ، تنها ظاهر آنها كافی نیست ، بلكه وجود مبین و مفسری همچون پیامبر و یا فردی هم سنخ او را می طلبد

آیه تطهیر

« انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا . »همانا خداوند خواسته است كه پلیدی را از شما اهل بیت دور نماید و شما را پاك گرداند. »  ( سوره احزاب  –  آیه 33 )
حادثه ای در خانه امّ سلمه ، همسر گرامی رسول خدا (ص) اتفاق افتاده است . ام سلمه می گوید : پیامبر در خانه من بود كه ناگهان ، حالت نزول وحی به ایشان دست داد . به من فرمود : بی درنگ برو و به علی و فاطمه و حسن و حسین (ع) بگو بیایند . من هم به سرعت آنها را فرا خواندم . پیامبر همگی آنها را در زیر كسای یمانی جمع كرد و در آن حال آیه فوق بر ایشان نازل شد . آنگاه پیامبر فرمود : " بارالها ! اینان اهل بیت منند . پس هر گونه پلیدی را از ایشان دور كن و پاك ومعصومشان گردان . "امّ سلمه در ادامه می گوید : به پیامبر عرض كردم : اجازه می فرمایید من هم نزد شما بیایم و در زیر كسی جای گیرم ؟ پیامبر فرمود : تو در جای خودت باقی بمان ، هر چند كه زن خوبی هستی .یعنی اینجا نتنها جای تو نیست ، بلكه هیچ كس دیگر لیاقت چنین جایگاهی را ندارد . پس از این ماجرا فرمانی از جانب خدا آمد كه" :و خاندان خود را به نماز امر كن و از آنان بخواه در بپا داشتن نماز شكیبایی ورزند ."پیامبر تا شش ماه ، هر گاه برای نماز صبح به مسجد می رفت كنار در خانه علی و فاطمه (ع) می ایستاد ، به آنان سلام می كرد و با صدای بلند می فرمود : « الصلوة یا اهل البیت .» وسپس آیه تطهیر را تلاوت می فرمود .بدین ترتیب روشن می شود زنان پیامبر در زمره اهل بیت معصوم پیامبر بشمار نمی آیند زیرا كه اگر چنین بود ، رسول خدا (ص) آنان را نیز به زیر كساء دعوت می نمود . و آیه تطهیر را هم در مورد آنها تلاوت می فرمود .این مطالب نیز به این نكته تاكید می شود كه هر چند آیه تطهیر در میان آیات مربوط به زنان پیامبر است و تعداد زنان پیامبر هم بیش از تعداد مردان مورد نظر در آیه است ، اما ضمایر بكار رفته در آیه تطهیر جمع مذكر هستند . و این خود گواهی روشنی بر این مدعا است كه زنان پیامبر جزء اهل بیت معصوم و مطهر آن حضرت به شمار نمی روند .- در اینجا به علت زیادی آیات برای اثبات امامت حضرت علی (ع) فقط به نام بقیه آیات اكتفا می كنیم :*آیه لیلة المبیت* آیه اطعامآیه نجویآیه خیر البریة* آیه اذن واعیة*  آیه هدایتآیه مباهله*آیه تبلیغ*آیه اكمال

علی (ع) در سنّت

گواهان غدیر

روزی علی (ع) در میدان شهر كوفه با مردم ، به احتجاج بر خاست . حضرت در مقابل آنها ایستاد و فرمود :

"شما را به خدا سوگند می دهم كه هر كس در غدیر خم از پیامبر به گوش خود درباره من چیزی شنیده است برخیزد و گواهی دهد ."

سی تن از اصحاب برخاستند كه دوازده تن از آنها بدری بودند . یعنی از كسانی بودند كه در نبرد بدر در ركاب رسول خدا (ص) حضور داشتند ، و با مشركان می جنگیدند . آنها گفتند : ما در روز غدیر خم دیدیم ، رسول خدا پس از ادای فیضه نماز ، در برابر دیدگان همه قرار گرفت و خطبه خواند و فرمود :

" الست اولی بالمؤمنین من انفسهم ؟"

آیا من از همه مؤمنان نسبت به خودشان برتر نیستم ؟

همه پاسخ دادند : آری ای رسول خدا .

چرا كه پیش تر از آن خطاب قرآن را به مؤمنان شنیده بودند كه :

النبی اولی بالمؤمنین من انفسهم .

از این رو همه اقرار نمودند كه ولایت پیامبر نسبت به مؤمنان از ولایت آنها نسبت به خودشان برتر است .پس از گرفتن این اقرار ، پیامبر دست علی را گرفت وبلند نمود و فرمود"من كنت مولاه فهذا علی مولاه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه "

" هر كس كه من مولاو سرپرست او هستم این علی نیز مولاو سرپرست اوست . بارالها ، دوستدار او را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار ."

اما در میان آن جماعت ، سه نفر به این ماجرا گواهی ندادند. یكی از آن افراد ، انس بن مالك بود . او گفت : من پیر شده ام و فراموشی بر من عارض گشته است .حضرت علی آنها را نفرین كرد و درباره انس هم فرمود :اگر دروغ می گویی ، خدامند تو را به پیسی و برص مبتلا سازد بطوری كه عمامه آن را نپوشاند .انس از جای برنخاست مگر آنكه لكه های سپیدی بر پوست بدنش ظاهر شد و دچار پیسی گردید

همراهی جاودانه قرآن و علی (ع)

ابو ثابت ، غلان ابوذر می گوید :در جنگ جمل من در لشكر علی بودم . وقتی عایشه ، همسر پیامبر را دیدم كه در صف مقابل ، رو در روی علی به جنگ برخاسته است ، مثل عده دیگری از مردم ، تردید و دو دلی ذهن مرا به خود مشغول داشت . تا ظهر در این تردید باقی ماندم . هنگام ظهر تردید از دلم رخت بربست و بر حقانیت علی یقین كردم و در ركاب او جنگیدم . پس از پایان جنگ به مدینه آمدم و به حضور یكی دیگر از همسران پیامبر – امّ سلمه – شتافتم ، و به آن بانو عرض كردم :نیامده ام كه از شما درخواستی داشته باشم . من غلام ابوذر هستم و از جنگ جمل می آیم .آن بانو به من خوش آمد گفت و من هم گذارش حضور خود در جبهه جنگ جمل را بیان كردم .او به من فرمود :آن هنگام كه دلها به تردید افتادند تو كجا بودی ؟من ماجرای دودلی خود را تا هنگام ظهر و سپس جنگیدن در ركاب علی را برایش تعریف كردم .جناب امّ سلمه ، پس از شنیدن داستان من ، فرمود :آفرین بر تو كه از یاری علی دست نكشیدی . من از پیامبر شنیدم كه می فرمود :"علی همیشه همراه قرآن است ، و قرآن هم با علی است ، و ای دو هرگز از یكدیگر جدا نمی شوند تا آنكه در كنار حوض كوثر بر من فرود آیند .

*و بسیاری از احادیث و روایات دیگر كه امامت حضرت علی (ع) را اثبات می كنند كه در اینجا مجال پرداختن به همه آنها امكان پذیر نمی باشد .

امامت و جانشینی امام علی (ع) در معراج

پیامبر اكرم (ص) فرمودند:"علی (ع) پس از من امام هر مؤمنی است . "

ما شیعیان معتقدیم ، اسلامی كه برای جزیی ترین نیازهای انسان قانون دارد چگونه می تواند مسئله ای با این اهمیت را فراموش كرده باشد ؟ ما اعتقاد راسخ داریم كه پیامبر (ص) از طرف خداوند موضوع امامت علی (ع) و ائمه اطهار را بارها و از جمله در حدیثهایی كه مربوط به سفر آسمانی معراج بوده است ، متذكر شده اند . ما معتقدیم عدیر دقیقا زمان ابلاغ پیامی بوده كه خداوند در معراج به پیامبر خود نازل كرده است .

غدیر آیینه مقام امام علی (ع) در معراج

در تفسیر این آیه از قرآن كریم :"فاوحی الی عبده ما اوحی"

"آنگاه به بنده اش آنچه را باید وحی كند ، وحی فرمود . "

كه اشاره به شب معراج و تفضلات خداوند متعال به رسول گرامی اسلام (ص) دارد . در كتب و تفاسیر معتبر آمده :خداوند متعال در شب معراج در مورد علی (ع) و مقام و منزلت او و جانشینی و امامت علی (ع) نزد خود به پیامبر اكرم (ص) وحی كرد . چون زمان بیان آنچه به پیامبر وحی شده بود رسید ، در آخرین سفر حج در غدیر خم خطاب از جانب حق تعالی آمد كه :

" ای پیامبر ، آنچه در شب معراج در مورد ولایت علی به تو وحی شده را ابلاغ كن "

و بعد از ابلاغ ، آیه 3 سوره مائده نیز نازل شده كه :"امروز برای شما دینتان را كامل كردم و نعمتم را تمام نمودم و اسلام را به عنوان دینتان برگزیدم . "

امام علی (ع) نشانه هدایت

امام صادق (ع) از پدران بزرگوارشان و آنها از پیامبر اكرم (ص) نقل كرده اند :

« در شب معراج خداوند با من صحبت كرد و فرمود :ای محمد!

گفتم لبیك ای پروردگار بزرگ

فرمود : علی حجت من بعد از تو بر مردم و امام اهل اطاعت من است ، پس هر كس از او پیروی كند مرا اطاعت و پیروی كرده است و كسی كه در برابر او سركشی كند ، مقابل من ایستاده .

پس علی را نشانه هدایت در امت تو قرار دادم كه بعد از تو باعث هدایت مردم خواهد شد "

امام علی (ع) صاحب پرچم پیامبر (ص)

ابن عباس از پیامبر اكرم (ص) نقل می كند كه حضرت حضرت فرمودند :" پروردگار عالم در شب معراج به من  فرمودند :ای محمد ! می دانی كه گفتگو در آسمانها در مورد چیست ؟عرض كردم : پروردگارا ، تو عالمتری.فرمود : ای محمد ! آیا كسی را جانشین خود قرار داده ای ؟عرض كردم : پروردگارا ، هر كس را می خواهی انتخاب كن .فرمود : ای محمد ! علی بن ابیطالب را برگزیدم و او وارث و صاحب پرچم تو است . قسم به خودم كه از علی سیراب و بهره مند نمی شود كسی كه با تو دشمن باشد و حقیقتا همه امت را وارد بهشت خواهم كرد مگر كسی كه نخواهد وارد شود .عرض كردم : پروردگارا ، حق علی چیست ؟فرمود : ای محمد ! حق علی بر امت تو مثل حق تو است مثل حق تو است در زمان حیاتت پس هر كس حق علی را انكار بكند خودش نخواسته خودش نخواسته كه وارد بهشت شود و بر من واجب است كه داخل بهشت نكنم كسی را كه نسبت به علی بغض و كینه داشته و ولایتش را انكار كند و ای محمد ! از ذریه علی یازده مهدی پا به جهان خواهند گذاشت كه عیسی (ع) به آخرین آنان در نماز اقتدا خواهد كرد

امام علی (ع) امام و رهبر دوستان خداست

سپس پیامبر اكرم (ص) در ادامه روایت گفتگوی خداوند متعال و خود را اینچنین نقل كردند : خداوند فرمود :ای محمد !‌در عالم بالا گفتگو در چه چیزی است ؟عرض كردم پروردگارا در این مورد علمی ندارم .آنگاه خداوند متعال با دست قدرت خود سینه پیامبر را سر شار از علوم الهی گردانید . و برای مرتبه دوم پرسید :ای محمد ! در عالم بالا گفتگو در چه چیزی است ؟پیامبر پاسخ داد : پروردگارا گفتگو در عالم بالا درباره درجات و كفارات و حسنات است .خداوند فرمود : ای محمد ! چه كسی را وزیر و وصی و جانشین خود كرده ای ؟پیامبر فرمود : پروردگارا ، همه را آزمایش كردم اما هیچ كس را چون علی یاور دین تو و غضب كننده در راه تو و مطیع و پیرو خود نیافتم .خداوند منعال فرمود : ای محمد ! من نیز او را آزمودم .پس ای محمد ! به علی بشارت بده كه :"او نشانه و اسوه هدایت ، امام ، پیشوا و رهبر دوستان خدا ، نور اطاعت كنندگان و كلمه تقواست "

هر كس علی را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كس با علی دشمنی كند و به او بغض و كینه بورزد و با من دشمنی كرده و بغض و كینه ورزیده است "

بهترین جانشین

 پیامبر اكرم (ص) فرمودند :"در شب معراج كنار درخت طوبی و سدر المنتهی ملائكه زیبایی را دیدم . از جبرئیل در مورد این ملائكه پرسیدم . جبرئیل گفت : نام این ملائكه اوّاب است . پیامبر اكرم فرمود : این ملائكه می گفتند :

" محمد بهترین انبیا و علی بهترین جانشینان است "

و خداوند سرشت من و علی و فاطمه را با حیات آمیخته است ، آنگاه نوری خلق كرده و آن نور به من و علی و فاطمه و اهل ولایت و دوستی ما رسید . پس این نور به هر كس رسید به خاطر ولایت علی هدایت می شود و آنكس كه این نور به آن نرسید از ولایت علی بی نصیب خواهد شد ."

ولایت پیامبر (ص) و علی (ع) هدف بعثت

پیامبر اكرم (ص) فرمودند :'در شب معراج آسمانها را پشت سر گذاشتم و از كروبین و ملائكه صافّین گذشتم و از جایی عبور كردم كه جبرئیل نتوانست بیاید . به درخت طوبی و سدر المنتهی رسیدم ، پس خداوند به من آنچه كه باید وحی می كرد فرو فرستاد .سپس اهل عرش از من پرسیدند :بم بعثت یا محمد ؟به چه چیزی مبعوث شده ای ؟ گفتم : بولایتی و ولایت اخی علی بن ابی طالب به ولایت خودم و ولایت برادرم علی برانگیخته شدم ."

عبدالرضا بروسان

الف)یوم یقوم الروح و الملائکه صفا لا یتکلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا (سوره نباء آیه ۳۸)روزی که روح و ملائکه به صف می ایستند و هیچ یک سخن نمی گویند مگر آن کس که خدای رحمان اجازه اش فرماید و سخن به صواب گوید

امام باقر (ع) درباره این آیه فرمودند : روز قیامت که برپا شود در موقف و به گاه حسابرسی کلمه لا اله الا الله از یاد بندگان برود مگر کسی که به ولایت علی(ع) اقرار کرده باشد.( فرات کوفی - تفسیر فرات کوفی ص۲۰۲ - حاکم حکسانی - شواهد التنزیل ج ۲ ص ۳۲۲)

ب)عم یتساءلون عن النبا العظیم (سوره نباء آیات ۱ و۲

از چه چیز می پرسند؟ از آن خبر بزرگ

از ابوحمزه ثمالی چنین نقل شده است : از امام باقر (ع) درباره این آیات پرسیدم . فرمود : علی(ع) همواره به یارانش می فرمود: من آن خبر بس بزرگم همان که تمام امت ها با زبان های گوناگون درباره ام اختلاف کردند.به خدا سوگند خدا را آیت و خبری بزرگ تر از من نیست (فرات کوفی تفسیر فرات کوفی - ص ۲۰۲)

عمرو عاص در قصیده معروف جلجلیه در سرزنش معاویه گوید :

ای زاده هند از جهل خود یاری ات کردیم

و بر ضد آن خبر بزرگ و برتر شوریدیم

حاکم حکسانی - شواهد التنزیل ج۲ ص۳۱۸

الف) آیه انفاق الذین ینفقون اموالهم بالیل والنهار سراً و علانیه فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون ...پاداش آنان که اموال خود را، شب و روز و نهان و آشکار ، انفاق می کنند ، با پروردگارشان است ، نه بیمی بر آنها است و نه اندوهگین می شوند

عبدالوهاب بن مجاهد از ابن عباس چنین روایت می کند آیه انفاق درباره علی(ع) نازل شده است؛ او چهار درهم داشت که یکی را در شب انفاق کرد ، یکی را در روز ، و یکی را در نهان و یکی را آشکار

ب) آیه فروش جان و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤوف بالعباد

برخی از مردم، جان خود را برای خشنودی خدا می فروشند؛ و خداوند با این بندگان مهربان است

 عبدالرحمان بن میمون به نقل از ابن عباس می گوید: رسول خدا(ص) در شبی که به سوی آن غار برون شد، علی را در بستر خود خوابانید. ابوبکر به دنبال پیامبر آمد و علی او را از خروج پیامبر آگاه کرد.ابوبکر در پی آن حضرت روان شد و قریشیان بیدار و پاسدار، علی را [ به جای پیامبر ] هدف خویش گرفته بودند. چون صبح شد، با شگفتی علی (ع) را فراروی خود دیدند.گفتند: محمد(ص) کجاست ؟  علی(ع) گفت: من از او خبر ندارم .گفتند: ما نمی خواستیم به تو ضرری برسانیم و تو را آزار دهیم. ما هدفمان محمد(ص) بوده است. چون که او از زدن و ضربه خوردن به خود نمی پیچد اما تو از ضربه خوردن به خود می پیچی. سپس آیه و من الناس من یشری نفسه... درباره او نازل شد

فضائل حضرت علی(ع) از منظر آیات و روایات

 علی (ع)  شخصیتی می باشد که بعد از اشرف  مخلوقات عالم حضرت محمد (ص)  کسی دارای  چنین فضل و مقامی نیست و البته بر فضائل  علی (ع) غیر از خدا و رسول خدا  و خاصان درگاه  الهی خبر ندارند و درباره حضرت گفته شد  که  مقصود از  آیه ان تعدوا  نعمت الله  لا تحصوها«  اگر نعمتهای  خدا را بشمارید  نمی توانید »  فضائل  علی  (ع) می باشد و از  آنجائی  که  علی (ع)  جامع اضداد  و دارای  اخلاق  و سجایای  متفاوت بودند  تا جائی  که هر کس و هرقوم  و گروهی او را بعنوان بزرگ  طریقت  خود خوانده اند  برآن شده ایم  در این خلاصه گوشه ای  از فضائل  آن حضرت را از  منظر آیات و روایات  بصورت اختصار  بیان کنیم.  

مقدمه

سخن درباره ی انسانی می باشد  که در مرتبه از  شان و منزلت  قراردارد  که پیغمبر  (ص)  فرمودند  تو نسبت به من مانند هارون پیغمبر  نسبت به موسی کلیم  می باشی ولی بعد از من  پیغمبری  نخواهد آمد. سخن در باره انسانی می باشد  که انسانها در قبول او بعنوان یک  انسان دچار  تردید و  بعضاٌ  دچار  گمراهی  شدند  زیرا  علی را  مافوق  بشر می دانستند.  بقول شاعر اهل بیت  (ع)  مرحوم شهریار :

  نه بشر توانمش گفت  نه خدا توانمش خواند    متحیرم  چه نامم  شه ملک لافتی را 

سخن درباره  شخصیتی می باشد  که در وصف  او امام شافعی رهبر فرقه  شافعیه اهل سنت می گوید:

  قل لی قل فی علی مدحا    ذکره  یخمد  ناراً موصده 

  قلت لا اقدر فی مدح امرء   ضل ذواللب  الی ان عبده 

   و النبی المصطفی قال لنا    لیله المعراج لما صعده

   وضع الله بکتفی  یده     فاحس  القلب ان قد برده 

   و علی واضع اقدامه    فی  محل وضع الله  یده

یعنی  :گفته شد به من بگو در  رابطه با علی مدحی  که ذکر  نام او آتش سوزان را خاموش می کند گفتم نمی توانم درباره مردی مدح بگویم  که گمراه شدند  صاحبان عقل  و رفتند بسوی پرستش او و حضرت پیامبر  (ص) گفته است برای ما در شب معراج  چون  به آسمان بالا رفتم  قرارداد خداوند دستش را بر دو دوشم  تا اینکه قلب من احساس  آرامش کرد  و حال  اینکه علی (ع)  قرارداد پاهایش رادر جائی که  خداوند  دستش را قرارداده بود. قبل از  شروع در کلام  باید گفت  چنانکه  در خلاصه بیان شد فضائل  علی (ع)  قابل  شمارش نیست  چه به اینکه بشود آنرا شرح  و تفصیل  داد اما از باب  آنچه  همه  آن درک  نمی شود همه آن هم ترک نمی شود ( مالا یدرک  کله لا یترک  کله )  به گوشه ای از آیات و روایات و سخنان بزرگان در این زمینه بسنده می کنیم.




برچسب ها: فضائل حضرت علی(ع)،
[ سه شنبه 3 مرداد 1391 ] [ 07:32 ب.ظ ] [ عاشق حضرت علی... ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


پیامبر(ص):اگر عبادت کننده ای عبادت کند خدای عزوجل را به اندازه عمر نوح و برای او هم وزن کوه احد طلا باشد ودر راه خدا انفاق نماید و یک هزار سال پیاده به مکه برود و عمل حج انجام دهدوبعد در بین صفا و مروه در راه خدا مظلومانه شهید شود ولی ولایت علی بن ابی طالب (ع) را نداشته باشد بوی بهشت را نشود و داخل در آن نمیشود.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
دریافت کد صلوات شمار

ساخت فلش مدیا پلیر